|
|
|
|
|
زبان تخصصی روشنفکران
«روزی عالِمی از كنار مردی كه پشتهی هیزمی بر الاغ خود نهاده بود عبور میكرد. مرد عالم رو به او كرد و پرسید: این بار حُطَب را كه بر ظَهر این حمار نهادهای به چند دینار ابتیاع كردی؟ مرد نگاهی به او انداخت و گفت: جناب! باز هم از این دعاها در حق ما بكنید!» حكایت زبان برخی روشنفكران ما و تودهی مردم هم همین است. اگر چند پزشك در بالای بستر بیمار به زبان تخصصی گفتگو كنند اشكالی پیش نخواهد آمد چون حاصل این گفتگو، تجویز داروییست كه به بهبود بیمار كمك میكند. اما در مورد معضلات اجتماعی دقیقاً وضع برعكس است. چون اصولاً همین گفتگوها راه درمان بیماری جامعه است. رنج و درد جامعه وقتی فروكاسته میشود كه نتایج پژوهشها به آستانهی آگاهی مردم رسانده شود. یکی از مشکلات روشنفكران سخن گفتن و نوشتن به زبان تخصصی است . نمیتوان به زبانی پیچیده و دشوار سخن گفت و مقاله نوشت اما انتظار داشت مردمان عادی آنها را بشنوند و بخوانند و به كار گیرند. البته این پیچیدهگویی نتیجهی دو مشكل دیگر است: نخست نتیجهی كمسوادی و ضعف فكری گوینده یا نویسنده است. دشوارنویسی و قلمبهگویی باعث میشود خواننده پس از آنكه از درك درونمایهی مطلب یا مقاله یا كتاب درمانده شد، "خود" را ناتوان از درك مقصود نویسنده بپندارد. این احتمال در ذهن او جرقه نخواهد زد كه ممكن است كمسوادی یا ضعف فكری نویسنده او را وادار به پیچیدهنویسی و كاربرد جملات مبهم كرده باشد. دلیل دوم چندمنظوره بودن و دوپهلوگویی تعمدی است. بدین ترتیب نویسنده میتواند در میان هر جماعتی خود را همرنگ آنان و دشمن مخالفانشان جا بزند و البته از زاویهای دیگر خود را از تعرض برخی نهادها نیز محافظت كند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 14:1 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||