تبليغاتX
پاپیروس
کتاب.نقد.نوشتار. پژوهش و دل نوشته
ویراستار پرستار متن است

 

بهاءالدين خرمشاهي، متولد 1324 است. نويسنده، پژوهشگر، فرهنگ‌نويس، طنزپرداز و ويراستار بيش از سيصد جلد كتاب است.

بي‌ترديد از مهمترين حافظ‌پژوهان و قرآن‌پژوهان معاصر است. خوشبختانه زمان زيادي را در دانشكده‌هاي ادبيات تلف نكرده و فرصت يافته است كتابها و مقالاتي بنويسيد كه در همين دانشگاهها تدريس مي‌شود.

آنچه مي‌خوانيد، گفتگوي اوست با روزنامه اطلاعات درباره ويرايش، ويراستاري و ادب ويراستار.

 

 

سوال: خيلي از نويسنده‌ها يا ويراستارها مي‌گويند اگر قرار است كار كنيم، چرا متن كسي ديگر را كار كنيم. اگر من قرار است اثري را از نظر محتوايي بررسي كنم، در آن دست ببرم يا نظرم را بنويسم، چرا خودم چنين كتابي ننويسم. خيلي از ويراستارها خودشان را نويسنده مي‌دانند و ويراستاري كار دوم محسوب مي‌شود.

 

خرمشاهی:‌ به نظر من اين كار درست نيست. يك ويراستار بايد به كار خودش علاقه و اعتقاد داشته باشد، شوق داشته باشد، دوره ديده باشد، كتاب‌هاي مرجع مربوط به ويراستاري را خوانده باشد، تسلط داشته باشد. آقايان احمد سميعي و اسماعيل سعادت هر دو ويراستاران بسيار برجسته‌اي در ايران امروز هستند و هر كدام بيش از پنجاه سال سابقه ويراستاري دارند. اينها در عين اينكه آثار ترجمه‌اي و تاليفي دارند، به ويراستاري هم اعتقاد و علاقه دارند و در جاي خود به آن مي‌پردازند. اما درباره اين فرمايش شما كه مي‌گوييد ويراستار مي‌گويد من چرا اين زحمت را مي‌كشم، خودم مي‌روم كتاب مي‌نويسم، خودم ترجمه مي‌كنم؛ اين راه بسته نيست. اين حرف شما مثل اين است كه پرستار بگويد: «من چرا پرستاري كنم؟ مي‌روم پزشكي مي‌كنم.» به هر حال او بايد دوره پزشكي را طي كند. هر ويراستاري نمي‌تواند مولف شود و هر مولفي هم نمي‌تواند ويراستار شود. آموزش ويراستاري جداست، مثل آموزش پرستاري. هر پزشكي پرستار نيست و هر پرستاري هم پزشك نيست.

مثلاً كساني كه ويرايش متن ترجمه‌اي را انجام مي‌دهند، مي‌گويند ما بايد وقت بگذاريم و با متن اصلي مطابقت بدهيم، خوب ما همان متن را ترجمه مي‌كنيم.

معلوم نيست كه آنها چقدر مترجم باشند. بگذاريد خيالتان را راحت كنم. به صرف دانستن زبان خارجي، كسي مترجم نمي‌شود، چه ويراستار باشد و چه نباشد. براي مترجم شدن، خصوصيات و صفات خاصي لازم است كه در بحث و مصاحبه ديگري مي‌گنجد.

 

سوال: اگر ويراستارها خسته شوند از اينكه مدام یک كلمه ای را مثل «گاهاً» تصحيح كنند، چه مي‌شود؟ مثل قضيه «ناجي» و «منجي» با آن كنار مي‌آيند؟‌

 

خرمشاهی:‌ ‌مي‌توانند از طريق كامپيوتر كلمه را پيدا كنند و همه را با هم تصحيح كنند. ويراستار نبايدخسته شود، مثل پرستار كه اگر خسته شود، مريض از دست مي‌رود. ويراستار نبايد خسته شود، براي اينكه قبول كرده كه خسته نشود، دستمزد گرفته براي خسته نشدن، ولي كار خسته‌كننده‌اي دارد. مثل كار پرستاري، و البته كاري انساني است.

 

سوال: رايانه چقدر به كار ويراستاري كمك كرده است؟

خرمشاهی:‌ در متون علمي مي‌تواند كمك كند. متون علمي استعاره و تشبيه ندارد بلكه متن محض است. با آن چيزهايي كه به كامپيوتر داده مي‌شود، چندين فرهنگ و واژگان فني و تخصصي و عمومي كه داده شده، كامپيوتر مي‌تواند ويرايش كند. اگر ادبي باشد، نمي‌توان از اين ابزار استفاده كرد. همچنين بعد از ويرايش كامپيوتري بايد ويرايش انساني شود.  كاميپوتر اين حسن را دارد كه يك كلمه غلط را به آن مي‌دهيم و كامپيوتر در سراسر متن پيدايش مي‌كند.

 

به نقل از روزنامه اطلاعات، ویژه نامه «اطلاعات کتاب»، دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۶

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:55  توسط پاپیروس ادیتور   |