|
|
|
|
چهل نامه کوتاه به همسرم اثر زیبای نادر ابراهیمی چهل نامه کوته به همسرم" مجموعه چهل نامه ی ابراهیمی به همسرش بانو فرزانه منصوری است. چهل نامه که در خود گلایهها، قهر ها و آشتی ها و دل نگرانی های یک همسر را با پاسخ گویی های شاعرانه ی نویسنده ای عاشق دارد. چهل نامه که هر کدام دری به وادی وجود یک بانوی ایرانی میگشاید پر از حوصله و صبوری و دقت و دلسوزی و واهمه و وسواس و گاه " انتخاب گریستن " ؛ گریستن و گریستن به خاطر درد هایی که نمیشناسی شان و درمان های دروغین، به خاطر رنج های عظیم ... چهل نامه ی کوتاه به همسرم، زبانی فاخر و آرکئیک دارد و نثری روان و تا حدی شعر گونه؛ کلمات و هدف های نویسنده در این مجموعه گاه رقصی زیبا از تصاویر را در مقابل دیدگان خواننده میآورد و گاه اشک را مهمان دیده میکند و احساس را به مهمانی دل میبرد. چهل نامه كوتاه به همسرم واگويه هاي ابراهيمي است با همسرش . چهل واگويه كه گاه در 4-5 سطر تمام مي شوند و گاه 4-5 صفحه هم كم مي آيد! ابراهيمي صادقانه و پر شور از عشقش سخن مي گويد و گاه صراحتش با روحيه محافظه كار ايراني - كه بيان عشق را مايه شرمساري مي داند!!- تقابل مي يابد.
بي تجربه از عشق نمي توان سخن گفت آن هم با دقت نظري كه ابراهيمي دارد . هيچ كتابي توان آموختن عشق را ندارد چنان كه هيچ معلمي ! كه به قول نزار قباني : عشق خود آموزگار است!
قسمتی از چهلمین نامه: "............بانوی من . عزيز من! به عكس ها نگاه كن! اين عكس، مرا بر قله ي دماوند نشان مي دهد. مربوط به دومين صعود است. چه تفاخري! يادت هست كه در پنجاه سالگي براي سومين بار به قله ي دماوند دست يافتم _ بعد از آن حمله قلبي « بسيار خطرناك »، و بعد از آنكه پزشكان خوب، خيلي محكم جدي گفتند: « پس از اين، هيچ صعودي ممكن نيست»؟ در همان روزگار نوشته ام: ديگر هيچ آرزويي ندارم. در شصت سالگي، اگر بتوانم باز هم چند قله را در منطقه آذربايجان صعود كنم، البته خيلي خوب است؛ و اگر نشد و نبوديم هم مساله ای نيست. در جواني اين كار را كرد ه ا يم... من، به مراتب بيش از شايستگي ام، شيره زندگي را مكيده ام، و اينك، هرچه فكر مي كنم، مي بينم كه جز شادي و آسودگي خاطرت، چيزي نمانده است كه بخواهم. بگذار يك لحظه پيرانه سخن بگويم: هنر همين است: موسيقي، نقاشي، ادبيات... و بچه هاي ما، در سايه تو، با همه اين ها، آنقدر كه بايد آشنا شده اند. اينك احساس و اقرار مي كنم كه آرزو اي مانده است _ آرزواي بر آورده نشد؛ و آن اين است كه تو را از پي مرگم اشك ريزان و نالان و فرياد زنان و نفرين كنان نبينم، همچنان فرزندانم را، دوستانم را، ياران و هم انديشانم را...".
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 8:54 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||