تبليغاتX
پاپیروس
کتاب.نقد.نوشتار. پژوهش و دل نوشته

هر قدر نوشته ساده تر باشد فهمش آسان تر است یکی از مثال های خوبی که برای قلنبه نویسی شنیدم مثالی بود که داریوش آشوری در یکی از سخنرانی هایش گفت.

او گفت همین جمله "استعمال دخانیات ممنوع است" را که در پمپ بنزین ها می نویسند در نظر بگیرید که چقدر قلبنه است. می گفت چرا خیلی ساده ننویسیم" سیگار نکشید". ساده نویسی گرایش درستی است و هیچ کس آن را رد نمی کند. شاید تا سال های سال نتوانیم به جای " با کمال تاسف و تاثر مصیبت وارده را به شما تسلیت گفته" جمله دیگری بنشانیم و مثلاْ بنویسیم "بسیار اندوهگینم که رنج بزرگی به شما رسیده است". کلیشه ها سخت جان ترین بخش زبان اند .

برگرفته از کتاب آقای علی صلح جو (یکی از ویراستاران و مترجمان پیشکسوت )به نام نکته‌های ویرایش.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 12:35  توسط پاپیروس ادیتور   | 

معرفی کتاب

کتاب تازه‌ای از آقای علی صلح جو (یکی از ویراستاران و مترجمان پیشکسوت ) درآمده بسیار خواندنی و  آموزنده  به نام نکته‌های ویرایش. خواندن این کتاب را به ویراستاران و نویسندگان پیشنهاد می کنم.

 این کتاب حاوی ۱۵۰ نکته کاربردی و خواندنی است که ایشان در حین کار و ویرایش و تعامل با نویسندگان و ویراستاران با آن مواجه شده اند. حضورذهن ایشان در احضار نمونه‌های کاملا روشن و گویا از سخنی که در سر دارد و نیز ذوق و زبان طناز در تیترهای جذاب واقعا که خواندنی است.

چند تیتر را ببینید: راز پیروزی ذبیح الله، کلمات ناجور، الف و لام‌های ماندنی، از سعدی تا آراگون، ویراستار صرفه‌جو، و  نقش «چیز».

چند بخش اصلی کتاب این‌هاست: اِعراب/ پاراگراف/ پانوشت/جنسیت/ را / رسم الخط/ رقم نویسی/ سبک/ فرهنگ لغت/ واژه‌نامه/ گفتمان/ متن/ مرجع/ موقعیت خواننده در برابر متن/ مرجع/نحو/ نشانه گذاری/نمایه/ واژه/ ویرایش، ما و دیگران

نکته‌های ویرایش/ علی صلح‌جو/ نشر مرکز

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 14:59  توسط پاپیروس ادیتور   | 

خدایا! حس می کنم از سنگ‏ و ابر و برگ برترم؛ چون دلم هنوز تنگ مي‏شود براي تو.

تويي كه سرنوشت تک تک روزهاي زندگي من دست توست.

 من به راز اعداد، ايمان دارم؛ فقط به خاطر شمردن مهرباني‏هاي تو.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 10:56  توسط پاپیروس ادیتور   | 

ويراستار با كلمات سرو كار دارد، و هر جا كلماتي نوشته و منتشر مي شود دست او در كار است. به نظر من ويراستار دايه اي است كه سهم عمده اي در پرورش كودكاني دارد كه فرزند شخص ديگري به شمار مي روند. او گاه تمايل می یابد  سهمش شناخته شود  و گاه ترجيح مي دهد گمنام بماند.

شاید بتوان در وصف قدم هایش چنین گفت :

اولین قدم بررسي اثر.

نتيجه اين بررسي است كه حجم كار ويرايشي را تعيين خواهد كرد و معلوم می کند اثر به ويرايش غليظ نياز دارد يا ويرايش رقيق. البته ناگفته نماند درجه غلظت ويرايش به عواملي خارج از نفس اثر نيز بستگي دارد. مثلاً اگر اثر نوبر است و اگردير به بازار آيد از سكه مي افتد،براي ويرايش آن مهلت چنداني نمي توان قايل شد. زيرا چنان اثري هر قدر هم عالي ويرايش شود، همين كه دير به بازار آيد بیات می شود و ناگفته پیداست سياست ناشر در غلظت كار ويرايش اثر مي گذارد و.......

قدم دوم سياست ويرايش.

 ویراستار باید بیندیشد که با توجه به محتوای اثر و مرور اجمالی ان چه نوع كارهايي براي ويرايش آن اثر بايد انجام دهد و براي اين كارها به چه ابزارها و منابعي نياز دارد، چگونه بايد عمليات ويرايشي را برنامه ريزي كند و از كمك ويراستار چه همكاريهايي بخواهد. خلاصه پيش از آنكه ويرايش را آغاز نمايد، سياست و مشي آن را تعيين مي کند.

مرحله بعد آغاز كار.

 ويرايش هر اثري را به دو بخش عمده فني و محتوايي مي توان تقسيم كرد. (البته ویرایش زبانی هم گاهی لازم است). ویرایش فنی که شامل اعمال قواعد رسم خط و نشانه هاي فصل و وصل، پاراگراف بندي، تنظيم پانوشتها و ارجاعات، يكدست كردن ضبطها و اصطلاحات، مشخص كردن عناوين آثار يا پاره اي واژه ها و عبارات، ضبط لاتيني نامها يا معادل خارجي اصطلاحات فني و مفاهيم علمي، تعيين محل تصاوير و اشكال و نمودارها و جدولها، اجراي ضوابط فرمول نويسي، تعيين سلسله مراتب عنوانها و زير عنوانها يا كد بندي مطالب، فاصله بندي، اختيار شيوه مناسب براي معرفي مشخصات كتابشناسي، تهيه فهرست مندرجات و فهرست تفصيلي و فهرست راهنما و واژه نامه و شرح اعلام و ديگر حواشي و تعليقات و.... همه و همه در حوزه خدمات ويرايش فني قرار مي گيرند و دوم ويرايش محتوايي که ويراستار در اينجا آزادي عمل چنداني ندارد و اگر نكته هايي در اين باره هست بيشتر به محدوديتهاي او مربوط مي شود تا آزادی اش. محدوديت اصلي ويراستار در تغيير سبك اثر است كه جز با اجازه کتبی مولف نمی توان در این حوزه وارد شد چرا که  صاحب اثر صاحب سبك نيز هست و ويراستار در این حوزه به دخل و تصرف گرايش چندانی ندارد. البته ناگفته نماند که ويراستار در مورد نوشته كساني كه اهل قلم و صاحب سبك نيستند آزادي عمل بيشتري دارد.

قدم آخر خاتمه ویرایش. سرانجام، پس از ويرايش مرحلة تحويل اثر ويراسته به دستگاه توليد فرا مي رسد.

قدم ها اینجا تمام می شود ولی علاقة ويراستار با اثر ويراسته، پس از نشر آن نيز قطع نمي شود. شایسته است پس از نشر یک نسخه چاپی اثر برای ویراستار ارسال شود.

الحق و الانصاف ويراستاري شغل پرزحمتي است.

 هر چند بار که نیاز باشد اعتراف می کنم ویراستاری شغل پر زحمت و کم درآمد است ولی.................. ولی ویراستار  همين كه مي بيند در اثر زحماتش اثری پاكيزه تر و آراسته تر به دست خواننده مي رسد، به آرامش خاطری دست می یابد که به نظرم برترين عبادت است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 6:16  توسط پاپیروس ادیتور   | 

 

سوی هر ستاره کلمه ای است که از میان هزار کلمه ناگهان یک وجب از آُسمان را روشن می کند.

ستاره های آسمان دلمان را  روشن ببینیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 11:39  توسط پاپیروس ادیتور   | 

دست خط دهخدا: پس آنچه را خواننده این کتاب می‌بیند تنها نتیجه یک عمر نیست بلکه نتیجه بسی عمرهاست

http://www.loghatnaameh.com/home-fa.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 12:22  توسط پاپیروس ادیتور   | 

صدای قدم‌های ماه خوبی‌ها، دل خاکی‌ام را بی قرار ساخته است.

دیشب عطر آش نذری همسایه و صدای ربّنای استاد، تمنای دلم را آشکارتر ساخت تا من عاشقانه‌تر به ختم شمیم عاشقی‌ام بپردازم و آل عمران دلم را در عدد سی فریاد کنم. "ربّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ اِذ هَدَیتَنا و هَب لَنا مِن لَدُنکَ رَحمَة اِنَّکَ انتَ الوهّاب (سوره آل عمران، آیه ۸ ).

روزه‌دار، سالگرد عاشقیت، سالگرد روزه‌داریت مبارک باد. 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 9:51  توسط پاپیروس ادیتور   | 

کوچه‏های سامرا، چراغان میلاد کسی است که با آمدنش، حجت را بر زمینیان تمام می‏کند.

او می‏آید و فرشتگان مقرب، با کاسه‏هایی از آب و شکوفه، به چشم‏روشنی نرجس می‏آیند.

اومی‏آید و جهان به پیشوازش می‏شتابد با سبدهایی از یاس سپید.

ای موعود دل‏های خسته! تو می‏آیی و روزهای پیرمان، جوانی از سر می‏گیرند. کجاوه بهار، فرود می‏آید در کوچه‏های پر درخت انتظار. بازگرد تا دیوار بلند انتظار، فرو بریزد، تا پنجره‏ها به سمت روشن ظهورت گشوده شوند و سینه‏سرخان غریب، بر بام عدالتت ترانه آشنایی سر دهند. ای مسافر سال‏ها! بی‏تو لحظه‏هایمان در غبار فراموشی مدفون است. بی‏حضورت، زندگی، تکراری است بیهوده که تیغ‏های رخوت بر تاروپودمان می‏زند. تو در کجای زمان پنهان شده‏ای که ثانیه‏هامان به جست‏وجویت از پا افتاده‏اند؟

باز آی که صبر از کف داده و رنجور، کوچه‏های انتظارت را به مویه نشسته‏ایم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 14:31  توسط پاپیروس ادیتور   | 

 

سر تا پای خودم را كه خلاصه میكنم، می شوم قد یك كف دست خاك كه ممكن بود یك تكه آجر باشد توی دیوار یك خانه، یا یك قلوه سنگ روی شانه یك كوه، یا مشتی سنگریزه، ته ته اقیانوس؛ یا حتی خاك یك گلدان باشد؛ خاك همین گلدان پشت پنجره.
یك كف دست خاك ممكن است هیچ وقت، هیچ اسمی نداشته باشد و تا همیشه، خاك باقی بماند، فقط خاك.
اما حالا یك كف دست خاك وجود دارد كه خدا به او اجازه داده نفس بكشد، ببیند، بشنود، بفهمد، جان داشته باشد. یك مشت خاك كه اجازه دارد عاشق بشود، انتخاب كند، تصمیم بگیرد و عوض بشود و تغییر كند.

من همان خاك انتخاب شده هستم. همان خاكی كه با بقیه خاك ها فرق میكند. من آن خاكی هستم كه توی دست های خدا ورزیده شده ام و خدا از نفسش در آن دمیده. من آن خاك قیمتی ام. شاید برای همین فرشته ها آنقدر حسودی شان شده است.

اما اگر این خاك، این خاك برگزیده، خاكی كه اسم دارد، قشنگترین اسم دنیا را، خاكی كه نور چشمی و عزیز دُردانه خداست. اگر نتواند تغییر كند، اگر عوض نشود، اگر انتخاب نكند، اگر همین طور خاك باقی بماند، اگر آن آخر كه قرار است برگردد و خود جدیدش را تحویل خدا بدهد، سرش را بیندازد پایین و بگوید: یا لَیتَنی كُنت تُراباً. بگوید: ای كاش خاك بودم...

این وحشتناكترین جمله ای است كه یك آدم میتواند بگوید. یعنی اینكه حتی نتوانسته خاك باشد، چه برسد به آدم! یعنی این كه...
خدایا دستمان را بگیر و نیاور آن روزی را كه هیچ آدمی چنین بگوید.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 15:8  توسط پاپیروس ادیتور   | 

نويسنده : مارتین هایدگر
مترجم : سياوش جمادي
موضوع : علوم تربيتي
تاريخ چاپ : ۱۳۸۸
نوع جلد :

اعلا

شماره شابك :

964-311-772-4

قيمت : ۱۱۰۰۰۰ ريال

کتاب حاضر که شرح و بیانی کمابیش شفاف ومنظم در بارۀ فلسفۀ هایدگر پس از هستی و زمان عرضه می‌کند همچون هستی و زمان از پرسش آغاز می‌شود و به پرسش می‌انجامد.لیکن این انجام نه به معنای ختم کلام بل گویای گشودگی و مفتوح ماندن اثر است.

عنوان کتاب خود پرسشی است که نویسنده جای جای به دلالت‌های چهارگانه آن اشاره می‌کند و در باره هر یک به تفصیل توضیح می دهد. خواننده می‌تواند شرح مبسوط این دلالت‌ها را در بخش دوم کتاب مشخصاً در درسگفتار 1، در گذار از درسگفتار 1 به 2، در گذار از درسگفتار 4 به 5، و در درسگفتار آخر (11)، مطالعه کند.

 آنچه در این صفحات می‌خوانیم صرفاً تکرار آنچه پیش‌تر آمده است نیست بلکه در هر بار پرسش یک گام واشکافته تر می‌شود.

 سیاوش جمادی پیش از این کتاب ، اثر سترگ هستی و زمان را از همین نویسنده ترجمه کرد و کتاب تألیفی زمینه و زمانه پدیدارشناسی او برنده جایزه بیست و پنجمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد.

از این نویسنده ، مترجم و پژوهشگر تاکنون آثار بسیاری در حوزه فلسفه و ادبیات به چاپ رسیده است .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 9:31  توسط پاپیروس ادیتور   | 

حضرت محمد (ص): من مبعوث شدم تا بزرگواری های اخلاقی را کامل کنم .

مبعث پیامبر گرامی اسلام بر همه مسلمین مبارک باد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 9:19  توسط پاپیروس ادیتور   | 

ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود

خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود


حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین!

حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود


هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین!

بال های خویش را دست توسل کرده بود

روز پدر بر تمامی آقایان، پدران و همسران گرامی باد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 13:39  توسط پاپیروس ادیتور   | 

خدایا از تو سپاسگزارم .

ای مهربان .سپاس می گویم تو را که اجازه دادی حرم امن و خانه زیبایت را ببینم و ببویم و به آن پناه ببرم.

خدایا از تو ممنونم .

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 13:4  توسط پاپیروس ادیتور   | 

لبیک اللهم لبیک  

اگر خدا بخواهد و قسمت شود  عازم سفر حج هستم.

نمیدانم. حس عجیبی است. این چند روز را به خداحافظی و حلالیت طلبی از دوست و فامیل می گذرانم. از هر کسی که خداحافظی می کنم، بغضی گلویش را می گیرد و از ته دل می خواهد که آنجا دعایش کنم. آن هم چه کسی. من؟ من که خودم محتاجم به دعا؟ 

نمی دانم. ولی انگار آنجا انتهای استجابت است.  انگار آنجا خدا از همه جا به انسان نزدیک تر است.

 انگار آنجا هر نیازی را پاسخ است. نمی دانم .......

 اگر آرامش را حس کردم ، اگر دلم لرزید و قطره ای عشق از دیدگانم چکید دوستان را یاد می کنم .

دوستان خوبم حلالم کنید .

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 14:17  توسط پاپیروس ادیتور   | 

 کنار این جمله: من رای نمی دهم ، این جمله نوشته شده بود: اگر چلوکباب نبود ، نان و پنیر خوردن بهتر از تحمل گرسنگی و مرگ احتمالی است.

به نظرم جمله تکان دهنده ای بود . 

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 11:19  توسط پاپیروس ادیتور   | 

سوختن یا ساختن با وضع موجود انتخاباتی؟

یکی از دوستان مطلب جالبی نوشته بود درباره آدمک چوبی: http://hanzale.blogfa.com/

 مطلبش را خواندم .

آدمكی که ايستاده بود و سوختن دستهايش را مي‌ديد و کاری نمی کرد .

دريغ از يك فوت بي‌جان كه شايد دل شعله‌ور آتش را به حالش بسوزاند.

بی تفاوت نبود ولی از ياد برده بود که تمام وجودش از چوب است.

به یاد خودمان افتادم که می سوزیم و دم نمی زنیم و.............

و  اگر هم بزنیم فریادی است که به جایی نمی رسد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 13:24  توسط پاپیروس ادیتور   | 

روز 27 اردیبهشت روز ارتباطات و روابط عمومی گرامی باد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:7  توسط پاپیروس ادیتور   | 

امروز فکر می کردم.

به جمله ای که این روزها زیاد می شنوم : 

معلمان مانند شمع می سوزند.

 راستی چرا می گویند معلمان مانند شمع می سوزند و اصلا فرق شمع با معلم چیست ؟

به این نتیجه رسیدم که شاید شمع را می سازند تا بسوزد
ولی
معلم می سوزد تا بسازد .

روز معلم بر همه معلمان کشور مبارک باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:40  توسط پاپیروس ادیتور   | 

 

 محدودیتهای نشر کتاب در محیط وب

در گذشته درباره  انواع کتابهای الکترونیکی و مهم‌ترین مزایای نشر کتاب در محیط وب از نظر ناشران سخن گفتیم .

در اینجا می خواهم اشاره ای کنم به محدودیتهای نشر کتاب در محیط وب .

به نظر می رسد نشر کتاب در محیط وب، با محدودیت ها و موانع حقوقی، اقتصادی و فرهنگی نیز مواجه است که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:

۱) عدم دسترسی همیشه به رایانه، خط اینترنت و هزینه های جانبی آن.

۲) حق‌مؤلف و کتابهای الکترونیکی. موضوع حق مؤلف و مالکیت معنوی نشر کتاب در محیط وب را می‌توان یکی از مهم‌ترین چالش ها و موانع بر سر راه انتشار این گونه آثار در قالب الکترونیکی به شمار آورد، زیرا نشر الکترونیکی پیچیده‌ است و نیاز به سیاست‌گذاری کلان در سطوح ملی یا بین‌المللی دارد.

۳)) چگونگی فروش کتابهای الکترونیکی. این سؤال مطرح است که چگونه می‌توان کتاب های الکترونیکی را از طریق وب به فروش رساند.

۴) مشکلات مربوط به خواندن کتابهای الکترونیکی در محیط وب. خواندن متن کتاب بر روی صفحه نمایش کامپیوتر نسبت به رسانه‌های چاپی دشوارتر است. تجربه ثابت کرده است که چشم انسان هنگام خواندن بر روی صفحه کامپیوتر زودتر از رسانه‌های چاپی خسته می‌شود و خواننده نمی‌تواند نظیر کتابهای چاپی تمرکز لازم داشته باشد.

۵) مشکلات استناد به کتابهای الکترونیکی

نتیجه: بررسیهای اخیر نشان داده است که بعد از به کارگیری اینترنت مصرف کاغذ نه تنها کم نشده بلکه فزونی نیز یافته است، زیرا امتداد نگارش نسل جدید، قلم و محمل آشنای وی کاغذ است و از آنجا که اطلاع‌رسانی سرعت یافته، مطالب به راحتی چاپ می‌شود و در اختیار قرار می‌گیرد.

ولی کسی چه می داند ؟ شاید قلم نسل آینده صفحه کلید کامپیوتر و محمل آشنای وی صفحه نمایشگر باشد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 12:28  توسط پاپیروس ادیتور   | 

مدتی است روح کلمات را حس نمی کنم .

کلمات را دانه دانه در کتاب می خوانم ولی مثل سابق روح کلمات تسخیرم نمی کند .

روح کلمات کجاست ؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 12:48  توسط پاپیروس ادیتور   |