|
|
|
|
|
تبادل بو ها !! هر چهارشنبه دوشیزهای معطر، یک اسکناس صد کرونی میدهد تا بگذارم با زندانی تنها بماند. پنجشنبه هم صد کرون بابت آبجو از دست میرفت. وقتی ساعت ملاقات تمام میشد، دوشیزهخانم که بر لباسهای فاخرش بوی زندانی را بههمراه داشت بیرون میآمد و زندانی هم با بوی عطر دوشیزهخانم بر لباس زندان به سلول باز میگشت. برای من هم بوی آبجو باقی میماند. زندگی چیزی نیست مگر تبادل بوها. ایتالو کالوینو |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 7:55 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
روز معلم؛ روز آگاهی، روز قشنگ عشق و بیداریمعلم، زندگیست. زندگی نیز معلمی بزرگ است اگر ما شاگردان خوب زندگی باشیم و از کلاس زندگی غیبت نکنیم، زندگی برای یاد دادن به ما همواره حاضر است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 12:10 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
نمایشگاه کتاب یادتون نره کتابخون هاااااااااااااااااا. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:41 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
|
نوروز که هرچمن ، دل افروز بود
نقش گل و خار عبرت آموز بود گر جامه به جان ز معرفت نو گردد هرروز به دل "نشاط نوروز" بود " شکیب اصفهانی " دوستان گرامی
فرارسیدن سال نو و نوروز باستانی را به شما تبریک و شادباش عرض می کنم و از خداوند بزرگ برایتان در سال جدید سلامتی،بهروزی و موفقیت آرزو دارم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 13:27 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
|
ماه صفر رو به اتمام است . چقدر نسبت به صفر ماه پیش عوض شده ایم ؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 13:6 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
|
یکشنبه اول آبان روز آمار و برنامه ریزی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم آبان 1390ساعت 8:16 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
|
بهار تحصیلی ۹۰ بر همگان به خصوص طالبان دانش مبارک باد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 11:27 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
پدر عزیزم روزت مبارک . به سایه ات بر روی سرم تا ابد نیاز دارم . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 11:7 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
مادر عزیزم در کنارم نیستی ولی بدان همیشه و تا ابد دوستت دارم . مادر نازنینم چه تحفه ای تقدیمت کنم که لایق تو باشد ؟ برمزارت خواهم آمد و خانه ات را گلباران خواهم کرد.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 10:43 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
|
خدایا می دانی، تنها امید تنهایانی؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 10:33 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز ۲۲ فروردین است
تقویم رومیزی را ورق زدم . پیام این بود : امام باقر (ع): نیت مومن برتر از عمل اوست. پیش خود گفتم تا نیت مومن چه باااااااااااااااااااااااااااااشد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 9:34 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
|
گرفتارم و ناامید.
امروز دهم اسفند است و من ناامید از اجابت دعایی که همه می گویند در راه این دعا ائمه هیچ کمکی به تو نمی کنند فقط به خدا امیدوارم . در جمله اخر خیلی نا امیدانه به من گفتند درست است که این دعای تو خداپسندانه نیست ولی راه دعا همیشه باز است. امروز دهم اسفند است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 14:47 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
التماس دعا |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 15:39 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
|
تامرد به تيغ عشق بي سرنشود در حضرت معشوق مطهر نشود آقای مجتهدی : زمانی كه در بیابانها ساكن بودم، هنگام توسل كلمه شریفه (یاحسین) را با انگشت روی خاك مینوشتم و آنقدر میگریستم تا اینكه كلمه یا حسین كه بر روی خاك نوشته بودم تبدیل به گل میشد و محو میگشت، مجدداً آن نام مقدس را روی گلها مینوشتم و به حدی گریه میكردم كه بیتاب گشته و از هوش میرفتم. ایشان فرمودند: یك روز عاشورا كه در بیابان بودم بسیار منقلب گشتم در این هنگام خطاب به آسمان كرده و گفتم؛ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 11:5 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
|
لقمان چگونه حکیم شد؟
امين بودنش؟ چشم از حرام فرو بستنش؟ از كبر و غرور برحذر داشتنش؟ چه شد که جمعي از فرشتگان كه لقمان قادر به رؤيت آنها نبود، نظرش را در مورد خلافت و پيغمبري خدا جويا شدند؟ و چه زیبا گفت لقمان در پاسخ فرشتگان. از امام صادق علیه السلام سؤال كردند خدا چه حكمتی به لقمان داد كه از او در قرآن یاد شده است؟ حضرت فرمود: به خدا سوگند حكمتی كه به لقمان داده شده بود نه مال بود و نه مقام و طایفه و نه هیكل و زیبایی، بلكه او مردی بود در كار خدا نیرومند، در راه او پرهیزكار، ساكت، با وقار، دقیق، آینده نگر، تیزبین و پند آموز. او روزها نمی خوابید و همیشه بر اعمال خود كنترل و نظارت دقیق داشت. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 14:44 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 14:6 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
|
بيست و پنجم ذی القعده شب دَحْوُالاْرْض است (يعنى پهن شدن زمين از زير خانه كعبه بر روى آب ) و از ليالى شريفه است كه رحمت خدا در آن نازل مى شود و قيام به عبادت در آن اجر بسيار دارد و از حَسَن بن على وَشّا روايت است كه گفت من كودك بودم كه با پدرم در خدمت امام رضاعليه السلام شام خورديم در شب بيست و پنجم ماه ذى القعده پس فرمود كه امشب حضرت ابراهيم عليه السلام و حضرت جنبش و نيروئى نيست جز به خداى والاى بزرگ
اى صاحب جلالت و بزرگوارى |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 11:55 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
|
قرآن ! من شرمنده توام قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند ” چه کس مرده است؟ ” چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است . قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که ترا می خوانند و ترا می شنوند اگر چند آیه از ترا به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است … خواندن تو آز آخر به اول ،یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو . آنانکه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 9:43 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 11:39 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||
|
|
|
|
لقبش صادق بود و تمام گفتار و احادیثش صادقانه. به ستارهها بگویید دیگر ماه صادقانهشان طلوع نخواهد کرد! شهادت مرد آسمانی مدینه، چشمه جود و سخاوت، کوه حلم و بردباری، تجسم اخلاص و صبر و دریای عمیق علوم لدنی بر همه مسلمین تسلیت باد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 9:18 توسط پاپیروس ادیتور
|
|
||